3>
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این پست رو گذاشتم که یه روزی به خانوم آینده ام نشون بدم و بگم من از خیلی وقته پیش دوست داشتم
یه همچین پسر بافکریم من !! :)))
خونه مادربزرگه استخر و لابي داره
خونه مادربزرگه wifi مفتي داره
خونه مادربزرگه ديش و lnb داره
كنار خونه اون هميشه پارتي داره
پارتيهاي خيلي خيلي باحاله
مادربزرگه الآن يه بنز سرخ سواره
رنگ موهاشم امروز جورواجور و باحاله
خونه مادربزرگه الآن يه آپارتمانه
خونه ي مادر بزرگه استخر و لابي داره
مادربزرگه الان شلوار جين ميپوشه
كفش كالج و كيفش هميشه روبروشه
مادربزرگه هرشب Gem tv رو ميبينه
خرم سلطان وسنبل لاميا رو ميبينه
خونه مادربزرگه هنوز خيلي باحاله
خونه مادربزرگه حرفهاي خاصي داره
ببخشین یه چند روزی نبودم
درگیر این اجلاس سران بودم یخورده سرم شلوغ بود!!!
داشتم فیلم سعادت آباد رو میدیدم آهنگ "این همه عاشق داری" رو باهم میخوندن متن آهنگشو واستون میذارم:
وقتی باد آروم آروم، موتو نوازش میکنه...
طبیعت وجودتو اینقدر ستایش میکنه...
وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد...
برای داشتن چشمای تو خواهش میکنه...
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
وقتی شب فقط میاد، برای خوابیدن تو
خورشید از خواب پا میشه، تنها واسه دیدن تو
وقتی که چشمه حریصه، واسه لمس تن تو
یا که پیچک آرزوشه، بشه پیراهن تو
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
وقتی هر پرنده به عشق تو پرواز میکنه
عشق تو، حتی طبیعتو هوس باز میکنه
وقتی تو قلب خدا این همه جا هست واسه تو
چرخ گردون، واسه تو گردشو آغاز میکنه
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم ؟!
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
محمد عیاد زاده
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم ، نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم ؟ چه معنی دارد این کارا ؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خالها را
نه حافظ داد املاکی ، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند اینها ، بگیرند وقت ما ها را ؟
باید برادران زنم را عوض کنم!
دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟بچه محله امامرضایُم
سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را ،که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید دربه دری . هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون به پایان می رسد مایه ی ضرر . پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب ...
از جیب و جان که بر آید کز عهده خرجش به در آید
نگاه می کرد به بشقاب !
ویبره می رفت تو کوچه ها
وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد.
کساني که صندلي آنها از راهروها دورتر است ديرتر ميآيند+


| براي دفاع |
|
قاضي در دادگاه خطاب به شوهر زن گفت:علت چيست که خانم از شما شکايت دارد؟ شوهر گفت: مگر من تقصيرم چيست قربان؟ قاضي گفت:شما در منزل گاهي روي خانم دست بلند مي کنيد و اين کار بسيار زشتي است.شوهر گفت قربان اين درست است که من دست بلند مي کنم ولي نه براي زدن،فقط براي دفاع از خودم مي باشد؛چون اگر دستم محافظ خودم قرار ندهم هميشه گوشه و کنار سرم ورم کرده است |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|

كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنیدستی این هم شنو
كه اسفندیارش یكی disk داد بگفتا به رستم كه ای نیكزاد
در این disk باشد یكی file ناب كه بگرفتم از site افراسیاب
برو حال می كن بدین disk هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد mini tower اش بزد ضربه بر دكمه power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مران disk را در drive اش گذاشت
نكرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت یكی list از root دیسكت گرفت
در ان disk دیدش یكی file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
كز ان یك demo گشت زان پس عیان به فیلم و به موزیك و شرح و بیان
به ناگه چنان سیستمش كرد hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره reset نمود همی كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود بیامد كه لیسانس رایانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش وز ان disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش یكی bootable دیسك آورد پیش
یكی toolkit اندر آن disk بود بر آورد آن را و اجرا نمود
همی گشت toolkit هارد اندرش چو كودك كه گردد پی مادرش
به ناگه یكی رمز virus یافت پی حذف امضای ایشان شتافت
چو virus را نیك بشناختش مر از boot sector بر انداختش
یكی ضربه زد بر سرش toolkit كه هر بایت ان گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند virus را تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه با شوهرش كه این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خریت مكن ز رایانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار نگیرد دگر disk از اسفندیار