خاطره بی خاطره

 

با كسي كه دوستش داريد:
 آهنگ گوش ندهيد
 نخوابيد
 فيلم نبينيد
 كلا خاطره نسازيد
 در نبودنش مي فهميد چه مي گويم

sorrow

 

حــواسم را پرت کرده ای ... آنقـــــــــدر دور ...
 که دیگر ... یــادم نیست
 " تو " رفته ای و " من " ... حـــــــواسم نیست !

اسـتـیـون هـاوکـیـنگ

حـتـی افـرادی هـم که مـعـتـقـد هـستـنـد سـرنـوشـتِ هـمه از قـبـل تعـیـیـن شـده و قـابـل تغـیـیـر نیـسـت ؛

مـوقـع رد شـدن از خـیـابـان ابـتـدا دو طـرف آن را نگاه میـکـنـنـد .

اسـتـیـون هـاوکـیـنگ




+d.m: زندگی نامه استیون هاوکینگ رو حتما بخونین! اسمشو تو اینترنت جستجو کنین پیدا میشه.

این هم رسم توست ، دوستی بی کلام


تمام کودکی ام را

 معصومیتم را

 بی بهانه خنده هایم را

 زلال اشکهایم را

 و تمام سادگی هایم را

 میان گلهای دامنت جا گذاشته ام

 مرا دوباره به دامنت پناه ده

که بی تو بی پناه ترین قاصدک پر و بال شکسته ام

شرط عشق


دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.


نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.


مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید .زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود

و شوهر هم که کور شده بود .

مردم میگفتند:چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد


20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت مرد عصایش را کنار گذاشت و...

چشمانش را گشود . همه تعجب کردند...

مرد گفت:"من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم."

عدالت خدا


زنى به حضور حضرت داوود (علیه السلام) آمد و گفت: "اى پیامبر خدا! پروردگار تو ظالم است یا عادل؟" داوود(ع) فرمود: "خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند. سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟" زن گفت: "من بیوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگى مى کنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم. ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تامین نمایم." هنوز سخن زن تمام نشده بود که در خانه داوود(ع) را زدند. حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد. ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود(ع) آمدند، و هر کدام صد دینار (جمعا هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: "این پول ها را به مستحقش بدهید." حضرت داوود(ع) از آن ها پرسید: "علت این که شما دست جمعى این مبلغ را به این جا آورده اید چیست؟" عرض کردند: "ما سوار کشتى بودیم که طوفانى برخاست. کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم. ناگهان پرنده اى را دیدیم که پارچه سرخ بسته ای سوى ما انداخت. آن را گشودیم و در آن شال بافته ای دیدیم. به وسیله آن، محل آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم. ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار بپردازیم، و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ما است به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى صدقه بدهى. حضرت داوود(ع) به زن متوجه شد و به او فرمود: پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد، و فرمود: این پول را در تامین معاش کودکانت مصرف کن، خداوند به حال و روزگار تو، آگاه تر از دیگران است.

و اوست آن کس که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد. چه اندک سپاسگزارید. سوره مؤمنون - آیه 78 

new message



تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف ...
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد ..
از این صدا متنفر بودم اما ...
چشم هایم را میمالم ..
new message

تا لود شود آرزو می کنم ... کاش تو باشی ...
...
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!

پلان اول:
 بیا جلو! لبخند بزن!
و با نشانه رفاقت دست بده!

و چند سال بعد....


پلان آخر:

رد پا ، کوچه و آسمانی ک همیشه بی موقع گریه اش می گیرد!


 

تنـهایــــی یعنــــی . . .


هیچکس رو نداشته باشی


 چهار کلمه باهاش حرف بزنی


 و همش مجبور باشی احساساتت رو تایــپ کنی..

 

من... تو   او


به “من” چه که بعد از “تو” “او” می آید ؟؟؟

مشکل از قواعد دستوریست !!!


اندر حکایت گرانی مرغ


این عکس مرغ خودمه 

خواهشا پیشنهاد خرید ندین چون نمیفروشم

البته میدونم شما که از این پولا ندارین که مرغ بخرین، همه که مثل ما زندگی اشرافی ندارن!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * *

اینم چندتا اس مرغی :


زمان ما “علم بهتر است یا ثروت ؟” یه سوال خیلی چالش برانگیز و فلسفی بود ،

خوش به حال بچه های الان که دیگه فسفر نمیسوزونن :
.
هیچکدام ، مــــــــــــــرغ!!


* * * * * * * * * * * * * * * * *
آقا دوماد چیکارن ؟
سفیر ایران در کانادا هستن !!!
پاشین گم شین بیروننننن ، ما فقط دختر به مرغ فروش میدیم …

* * * * * * * * * * * * * * * * *
مردم دو دسته‌اند : زیر خط مرغ و بالای خط مرغ !

* * * * * * * * * * * * * * * * *


میخوام از فردا یه مرغ بخرم قلاده بندازم گردنش عصرا برم باهاش گردش …

* * * * * * * * * * * * * * * * *

آگهی روزنامه همشهری :
یه مرغ دارم روزی دو تا تخم میذاره !
معاوضه با زمین یا مغازه !

* * * * * * * * * * * * * * * * *

شما یادتون نمیاد …
یه روزی وقتی ناهارمون مرغ بود میگفتیم : اه بازم مرغ ؟ مرغ شدیم بسکه مرغ خوردیم …

* * * * * * * * * * * * * * * * *

ﻣﺎﻣﺎﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﭘﺴﺮِ ﺍﻭﻧﯿﮑﻪ ﻣﺮﻏﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺪﻡ ﯾﺎ ﺍﻭﻧﯿﮑﻪ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻩ ؟
“ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺵ ﺷﺎﻧﺲ”

* * * * * * * * * * * * * * * * *


جوری شده که ازین به بعد مردم مرغ و گوشت رو مثل چای کیسه ای،
میندازن تو خورشت و در میارن دوباره تو خورشت بعدی مصرف میکنن …


* * * * * * * * * * * * * * * * *

نندگان ماشین های حمل مرغ به جلیقه ضد گلوله و اسلحه تجهیز شدند!


* * * * * * * * * * * * * * * * *



افه جدید دخترای دم بخت :

من خودم خواستگار مرغ فروش داشتم رد کردم.!!!!!!!!!


امروز به یه جمله جالبی برخورد کردم :

"تا زنده ای دربرابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی ، مسئولی !! "

حالا موندم با این همه مسئولیت چیکار بکنم :|

اینقدر از این خبرنگار حسینی بای بدم میاد...


 هربار از این خرخونها گزارش آوورد ، تا یه هفته دستشویی هم میرفتم همه میزدن تو سرم که اون جوون ها رو دیدی؟


هم سن تو هستن.چه خوب میرن دستشویی.بدبخت یادبگیر. آخ دلم میخواد حسینی بای رو خفه کنم. 

وقتی‌ دیر از خواب بلند میشی‌ همه فکر می‌کنن زیاد خوابیدی!
نمی‌دونن که تا صبح بیدار بودی...!!!

گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...! گاهے دِلِمـ دو کَلَمه حــــــــرف مِهرَبآنآنه مـــــــــےخواهَد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شِکل ِ بے تو مے میرمـــ...! سآده شآید ، مثـــــــل دِلتَنـــــگ نَبآش... فردا روز دیگر ے ست !

چـــــــه زود ســـــــهم روزهـــــای خوب
" یـادش بـخـــــــــــیـر "
مـیشــــــود ...!

مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم می زد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شد. در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک می شد، مرد گوش می داد و به نشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را به نشانه مخالفت تکان می داد. پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید. کشاورز گفت: خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من می گفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابر این من هم تصدیق می کردم. کشیش پرسید، پس مردها چه می گفتند؟ کشاورز گفت: آنها می خواستند بدانند که آیا حاضرم قاطر را بفروشم یا نه؟


 +dash majid: حسنی مبارک فرعون مصر در گفتو گویی 5 دقیقه ای با محمد مرسی رییس جمهور مردمی مصر به او گفت مبارکِ و محمد مرسی ضمن سپاس از مبارک به او گفت مرسی

تـــ ـــــ ـــــــ ـــــ ـــ ــــمام....

دیگـــه تموم شُد ..



آرزوهـام و گذاشتم در کوزه و دارم بـا آبَش قرص هـای اعصابم و می خورم ...!

+dashmajid: تُف به زندگی

olympic

شناگر ایران بین هشت نفر شیشم شده ؛ بعد مربی شنای ایران میگه فراتر از حد انتظار ما ظاهر شده! !!!!


حتما انتظار داشتی یارو غرق شه !؟؟  

قانون طبیعت اینطوریه که نکُشی میکُشنت، بکُشی باید دیه بدی !

اینقــد بدم میاد از اینهایی که دماغ میخرن چسبشو نمی کنن!!!!

آدم به معجزه معتقد نبود روزی ده بار نمیرفت سر یخچال تا چیزی که می خوادو پیدا کنه !

این خیلی بده که یه آهنگ عاشقانه شما رو یاد 4 - 5 نفر بندازه ....

کاش یکی بود تو اینترنت چایی پخش میکرد دیگه از پا کامپیوترم بلند نمیشدیم

ﺩﯾﺸﺐ ﻫﺮ چی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ‌ﺑﻬﻢ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻧﺪﺍﺩ ، ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﺭﯾﻪ و من دچار سو تفاهم شده بودم

الان یه دختره رو تو فیسبوک دیدم اسمش فوفولی فو بود. اومدم اسمشو بخونم صفحۀ مانیتور پرِ تُف شد!!

اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ میخونم خوانندهه اشتباه میخونه!!

یه قانون نانوشته میگه :
اگه یه هفته ام وقت داشته باشی
باید کل کتابو شب امتحان بخونی !

چی شد که مشروط شدی؟
.
.
.
.
.
.
.
به نام خدا اینترنت!!

سالها پس از گران شدن نان:
.
.
.
.
.
.
.
.
مادر به دختر: دختر لگد به بختت نزن! پسره نون خشکیه!!

ادامه نوشته

چرا دیگه اس نميدی ؟؟؟





از وقتی که شماره شو به بلَک لیست گوشیم انتقال دادم يه ماهی می گذره ...
 شیش هفت تا اس داده بود که چند هفته بعد خوندمشون !!
 اون موقع از دستش عاصی بودم ، واقعاً اذیت می کرد .


 

یه شب با یه شماره دیگه اس داد برای همین نرفت تو بلک لیستم .
 نوشته بود که : " اگه میخوای دیگه اس ندم بهت !!؟؟ یه چیزی بگو "
بدون معطلی جواب دادم و همون چیزی رو که می خواست براش فرستادم
 چون واقعاً دیگه نمی خواستم اس ام اساشو ببینم ...


 دیگه اس نداد 

 

 
نمی دونم اصلاً چی شد که اینطور شد ؟؟؟ دیگه سراغمو نگرفت انگار نه انگار که من " هستم " .
به هرحال اعتراف میکنم که خیلی دلم برای اس ام اس هاش تنگ شده ...
خيلی دلم هواشو كرده !!

.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.



اس بده عزيزم ...

 قول ميدم هم تو مسابقه ها شرکت کنم ، هم آهنگ پـیشواز داغ هفته رو انتخاب کنم
و حتی با شارژ 186650 ریال ، برنده 100 تومان اعتبار هدیه داخل شبکه شم ... !



ایرانسل دوسِت دارم كه تو اين روزا غير از تو هيشكی بهم اس نميده !! 

اٍنتخآـب


دَـرگیر رویآـی توآـم منُ دوبآرـه خوآب کُن

دنیآ اَگهٍ تنهآـم گذآـشت توُ منُ انتخآب کُن

دلت اَز آرزوـی مَن انگآر بی خَبَر نَبوُد حَتی

توُ تصمیمآـی مَن چشمآـت بی اَثَر نَبوُد

خوآـستَم بهت چیزـی نَگم تآ بآ چشآـم

خوآهش کُنَم دَر هآـروُ بستَم روُت تآ

احسآس آـرآـمش کُنَم بآور نمیکُنَم ولی

انگآـر غروُِر مَن شکَست اَگهٍ دلت میخوآد برـی

اسرآر مَن بی فآـیده اَس

هَرکآـری میکنهٍ دلَم تآ بُغضَم پنهوُن کُنهٍ چی میتوُنی

فکرتوُ روُ اَز ذهن مَن بیروُـن کُنهٍ

یآ دآغ روُ دلَم بذـآـر یآ از عشقت کَم نَکُن

تمآـم توُ ســـهم مَنٍ ب کــــَم قآـنعَم نَکُن


.................................................
+dm: دوُـس دآـرَم این ترَـک شآدـمهر روُ


خدایا
انتخاب واحد دنیا را كه خودت برایمان انجام دادی!
كاش لااقل سیستم حذف و اضافه ای نازل میكردی.
خیلی از واحد ها را باید حذفــــــــــــ كنم.

یکی از مزایای پسر بودن اینه که هرچقد دلت خواس میتونی گریه کنی
آخرش دستتو محکم بمالی به چشمت
هیچچچچی نمیشه!
نه ریمیلت پخش میشه نه سایه ات بهم میریزه

ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ...

عروسک

 

این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم
همانند توست مرا ” دوست ندارد
احساس ندارد !
اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست

 

√ یه وقتایی هست

 

 که هی بیدار میمونی با خودت میگی :


 الانه که زنگ بزنه


 الانه که اس بده


 الانه که ...


 و


 همین روال ادامه پیدا میکنه


 تا زمانیکه باورت میشه


 "واقعا رفته" . . .

ببین خرابش کردی...

به تو گفتهـ بودم که ...

با دلمـ بازی نکن؛

ببین...

خرابشـ کردی...

دیگر عاشق نمی شود...

 

کوچولو های ناز و خوردنی (+عکس)

+dash majid:

از یه جایی به بعد آدمــ دیگه نمیخواد همه چی درست بشهـ

میخواد همهـ چی تموم بشهـ...

 

 

 

گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ، انگار کافی نبوده !

 این روزها ، اوّل ِ صبح ها هم گریه می کنم !

 


دستــ ـم را بالا مــ ـی برم
 

و آسمان را پایین مــ ـی کشـــ ـم


مــ ـے خواهــــــ ـم بزرگــــــ ـی زمین را نشان آسمان دهـــــــ ـم !


تا بداند


گمشده ے من


نه در آغــــ ـوش او . . .


که در همین خاک بـــــــ ـی انتهاست


آنقدر از دل تنگـــــ ـی هایـــــــ ـم برایش

خواهــــــ ـم گفت



تا ســـ ـرخ شود . . .


تا نــــ ـم نــــ ـم بگرید . . .


آن وقت رهایش مـــ ـی کنــــــــ ـم


و مـــ ـی دانــــــ ـم


کســــــ ـی هــــــ ـرگــــــ ـز نــــــ ـخواهد دانست


غـــــــ ـم آن غروب بارانـــــــ ـی


همه از دلتنگـــ ـی هاے من بود . . . !

یادش بخیـــــر

  شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم

بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

...

...

...

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم

درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

ادامه نوشته