634

 من هم پوستم خوب شده هم تستای بیشتری رو میتونم درست بزنم....

.

.

.

.

.

حلزونان شریف!!!!!!

آقا محمد جواد

سفارش دادم چین یه دونه "آقا محمد جواد"برام بسازه،

واسه زندگی تو این دوره زمونه خیلی لازم میشه

شمام خود دانید

کولر

بابام رفته مسافرت

.

.

.

.

.

آخه پدر من:

 موتور کولرو چرا باخودت بردی!!! :)))))

دعای شب بچگیامون:

 خدایا خودت میدونی کم اب خوردم!

 جیش هم کردم...

 پس کمک کن صبح تو رختخوابم بارون نیاد.

630

الان که ما همینجوری اینجاییم...

 .

 .

 .

 .

 .

 .

 .

 دوست دختر آرمین2afm زیر دوشه

و فکره اینه شب تو دوره همی چی بپوشه!!! (:

629

ﭘﺮ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ پسرا ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﯾﻨﯽ...

.

.

.

.

.

.

.

ﺁﻗﺎ ﺻﯿﻐﻪ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﺨﻮﻧﯿﻢ؟ :))

yahoOoo!

یادش بخیر چه دورانی بود…

Yahoo ! Chat > Join The Room > Regional > Asia

627

خب ورودی های 92 توجه کنن:
چندتا نکته رو باید
بدونید!

 1- یونی مدرسه نیست از روز اول بدون تاخیر پاشی بیای! هفته اول و دوم تق و لقه!

 2- روز ثبت نام با مامانتون نرید!

 3- موبایلتون سرکلاس سایلنت باشه چون همه خوابن بیدار میشن!

 4- حالا اگه سهوا موبایلت زنگ خورد هول نشو,

 5- نمره 10 برابر بیسته! واسه نمره خودتونو حرص ندید!

 6- تو چمن که میشینید چمنو میکنید حداقل نخوریدش!

7- سعی کنید عمه استادتونو بشناسید!

626

بعد ازین ک در کرم حلزونو گل گرفتن بخاطر کلاهبرداری

من هروز منتظرم ک بگن در کارخونه دستگاه کباب پزه پلینم بسته شده

بخاطر این ک از گوشت خر استفاده شده تو تبلیغاتشون.

625

تــو کــنــکــور امــســال مـــوردی هـــم داشــتــیـــم
کـــه بـــــرا ثــــبــــت نـــام "شـــمــــاره دلـــخـــواه ایـــرانـــســل"
از رتـــبــــه کـــنـــکــــورش اســـتــــفـــــاده کـــــرده ^ـــ^


 تـــازه مـیـگــن یـــه مـــورد هـــم بـــوده کـــه رتـــبـــه کـــنـــکـــورش

 رو بـــــا #*141* وارد کــــرده گــــوشـــیـــش شـــارژ شــــده ^ـــ^

یخچال عزیز

تا حالا شده نصف شب بری سر یخچال و بدون اینکه چیزی بخوری؛ 

زل بزنی به یخچال و بگی فقط اومدم خودتو ببینم ؟

623


از تفریحات هر پدر و مادرى اینه که

بگى کجات درد میکنه و اونام واست علتشو تشخیص بدن!  

622

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﻡ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﺼﺮ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﺭﮎﻣﺮﺳﯽ ﭼﯿﺴﺖ؟

؟

؟

1- ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ

2- ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ

3- ﺁﻗﺎ ﺣﺎﻝ ﺩﺍﺩﯼ

4- ﻣﭽﮑﺮﻡ

5- ﺩﻣﺖ ﻗﯿﮋ

6- ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﺍﺩﯾﻢ

7- ﺑﺎﺑﺎ ﯾﻪ ﺩﻗﻪ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ، ﻫﻤﺶ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦ

8- ﭼﺮﺍ ﻭﯾﻼ ﻧﺪﺍﺩﯾﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺩﺭﯾﺎ ﻧﺪﺍﺩﯾﻦ؟ :|

621

میخوام xperia z بگیرم, نه واسه امکاناتش!

فقط واسه اینکه زیر آب هم بتونم بیام واستون پست بزارم!!

فانتزی مخابراتی

مثلا مخابرات یه روز صبح بت اس ام اس میداد ،

مشترک محترم و عزیز ما ، شما قبلا در طول روز فولان شماره رو دویست بار میگرفتی

اس ام اس که حرف ش رو نزن ، اینقدر زیاد بود که ما حساب کتابش از دستمون در میرفت

حتی بعضی اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خوشگل بود که برا خودمون سیوش میکردیم

حتی یه شب ، ( زمستون بود فکر کنم ) ، اینقدر حرفای خشگل خشگل میزدین

و ما هم هی گوش میدادیم که پای تلیفون خابمون برد ،

یادمون رفت بقیه پول تلفن شما رو حساب کتاب کنیم

حالا مشترک محترم و عزیز ، چی شده که این همه سال خبری ازت نیست ؟

چیزی شده ؟ چرا اون شمارهه رو دیگه نمیگیری ؟ یه اس ام اس خالی هم حتی نمیدی !

توروقرعان بهمون بگو ، منِ مخابرات اون دوره رو باهاتون زندگی کردم ، حقمه که بدونم

منم اس ام اس بدم بگم : بیخیال رفیق ، این نیز بگذرد …

619

 حالا چرا تخم مرغ گندیده بوی گلابی میده عایا؟

اینو دیدم ترکیدم

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

تلوزیون 4 بعدی!

مرد عنکبوتی   

اردو...


شما تو کدوم گروه بودین؟؟؟؟!

615

اسمایی که واسه آرایشگاهای زنانه میزارن :

مثلا : بانو ، عروس نقره ای، عروس گل، زیبا و …

حالا اسمایی که رو آرایشگاهای مردانه میزارن…

ابوذر کچل ، بهمن چمن زن، اسماعیل و پسران، جعفر قیچی خفن !!

دمت گرم

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .


پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .
من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.
من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم

ماجرای توپ گلف و فنجان قهوه

پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.


وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟

و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: “بله”.

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. “در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!” همه دانشجویان خندیدند.

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: ” حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان،سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.

اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل تحصیتان، کارتان، خانه تان و ماشینتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده.”

پروفسور ادامه داد: “اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.

همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.

اول مواظب توپ های گلف باشین، چیز هایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند،موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند.”

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟ پروفسور لبخند زد و گفت: ” خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست!

611

یه رفیقی دارم دور از جونتون!! وقتی از رستوران میاد بیرون

یه خلال برمیداره،اول دندوناشو خلال میکنه،

بعدش که تیزیش رفت....

میکنه تو گوشش

بعدش زیر ناخونش و آخر سرهم کمرشو باهاش میخارونه ..!

610

این دهه ۶٠یا که هی نسل سوخته نسل سوخته میکنن،فکر نکنن ما یادمون رفته ماه رمضوناشون

تو زمستون بوده ... سوسولا ....

.
.
فقط یه دهه ٧٠یه که نصف تابستونای جوونیشو روزه گرفته . . .

روایتی از شیخ

روزی مریدان نزد شیخ رفتند و از او پرسیدند:
یا شیخ! فیلترینگ بدتر است یا کم بودن پهنای باند؟

شیخ نگاه معنی‌ داری به آنها کرد و فرمود:
هیچکدام! چیزی در اینترنت هست که از هر دوی اینها بدتر و اعصاب خردکن تر است!

مریدان با حیرت به شیخ نگریستند و فرمودند:
یا شیخ! از فیلترینگ بدتر چیست؟

شیخ فرمود:

"مشاهده این لینک تنها برای اعضا سایت امکان پذیر است. برای ثبت‌ نام اینجا کلیک کنید"

بعد از این سخن، مریدان نعره‌ها زدند و گریبان پاره کردندی و لپ‌ تاپ‌ های خود را به زمین کوبیدندی،

فغان کشان به رشته کوهای آلپ پناه بردندی!!

مناجات یک پسر با خدا

مناجات یک پسر با خدا :
خدایا این شادی رو از من نگیر
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین طور مهسا و کیمیا و نازی!
مهشیدو که بگیری میمیرم
یه سیما هم هست پا نمیده, جورش کن

خدایا شکرت


607

هرکی تونست سه بار بگه:

" چه ژست زشتی "!



606

ﺍﻣﺮﻭﺯ رفتم بانک ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ، ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ :

ﻧزﺍﺭ ﺩﻫﻨﻤﻮ ﻭﺍ ﮐﻨﻢ ب.ر.ی.نم بهت …

ﯾﻌﻨﯽ این بشر ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺶ ﺩﺭﯾﭽﻪ ﺍﯼ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭی ﻋﻠﻢ ﺑﯿﻮﻟﻮﮊﯼ ﻭ ﻣﺒﺤﺚ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺁﻧﺎﺗﻮﻣﯽ ﺑﺪﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ !

605

یادم میاد بچه بودم نوشابه خوردم تو مهمونی از تو دماغم اومدبیرون! 

همه حالشون بد شد منم دماغم می سوخت مشتمو کوبیدم زمین

خورد تو قاشق,قاشق پرت شدتوصورت بابا بزرگم دندون مصنوعیش افتاد تو سوپ.. 

دیگه همه از پای سفره در رفتن:))

 
خخخخخخخخخخ

604

امروز سرم ۱۶تا بخیه خورد !!! میپرسید چرا ؟؟؟

.

..

.

میخواستم یه خوشتیپ رو بغل کنم یه دفعه آینه شکست …